{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
tax enforcement
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اجراي ماليات
معنی tax enforcement, معنی فشز ثئبخقرثوثئف, معنی tax enforcement, معنی اصطلاح tax enforcement, معادل tax enforcement, tax enforcement چی میشه؟, tax enforcement یعنی چی؟, tax enforcement synonym, tax enforcement definition,
معنی penis
,
ترجمه penis
به فارسی,
معنی pisciculturist
,
ترجمه pisciculturist
به فارسی,
معنی free assessmentAssessment
,
معنی (.iv &.tv): قادربودن، قدرت داشتن، امکان داشتن , (yam)، (.iv &.tv.n): حلبی، قوطی، قوطی کنسرو درقوطی ریختن، زندان کردن، اخراج کردن، ظرف
,
ترجمه (.iv &.tv): قادربودن، قدرت داشتن، امکان داشتن , (yam)، (.iv &.tv.n): حلبی، قوطی، قوطی کنسرو درقوطی ریختن، زندان کردن، اخراج کردن، ظرف
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی